پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ -
Thursday 27 February 2025
|
ايران امروز |
نیویورک تایمز – ۲۵ فوریه ۲۰۲۵
درام در جریان میان رئیسجمهور ترامپ و رئیسجمهور ولودیمیر زلنسکی از اوکراین یکی از نگرانکنندهترین پرسشهایی را که تاکنون دربارهی کشور خودم مطرح کردهام، به میان میآورد: آیا ما تحت رهبری فردی هستیم که بازیچهی ولادیمیر پوتین است — کسی که آمادهی پذیرش کامل دیدگاه تحریفشدهی رئیسجمهور روسیه دربارهی اینکه چه کسی جنگ در اوکراین را آغاز کرد و این جنگ چگونه باید پایان یابد؟ یا اینکه ما تحت رهبری یک پدرخواندهی مافیایی هستیم که میخواهد قلمروها را با روسیه همانطور تقسیم کند که رؤسای خاندانهای جنایتکار عمل میکنند؟ «من گرینلند را برمیدارم، و تو میتوانی کریمه را بگیری. من پاناما را میخواهم، و تو میتوانی نفت قطب شمال را داشته باشی. و ما منابع کمیاب اوکراین را بین خود تقسیم میکنیم. این منصفانه است.»
در هر صورت، هممیهنان آمریکایی من و دوستان ما در خارج، حداقل برای چهار سال آینده، آمریکایی که میشناختید دیگر وجود ندارد. ارزشهای اساسی، متحدان و حقیقتهایی که همواره میتوانستید بر دفاع آمریکا از آنها حساب کنید، اکنون همه در هالهای از تردید قرار دارند — یا برای فروش گذاشته شدهاند. ترامپ فقط خارج از چارچوب فکر نمیکند. او بدون هیچ چارچوبی فکر میکند، بدون هیچ تعهدی به حقیقت یا هنجارهایی که در گذشته آمریکا را هدایت میکردند.
من نمیتوانم دوستان سنتی ما را بهخاطر اینکه احساس سردرگمی میکنند، سرزنش کنم. مقالهی اندوهبار هفتهی گذشتهی ناتان شارانسکی، ناراضی قهرمان شوروی و مبارز آزادی، را بخوانید:
«وقتی برای اولین بار سخنان رئیسجمهور دونالد ترامپ را روی باند فرود شنیدم — وقتی که او رئیسجمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی را مقصر آغاز جنگی دانست که روسیه علیه اوکراین به راه انداخته است — کاملاً شوکه شدم». شارانسکی در فری پرس نوشت. «به نظر میرسد ترامپ لفاظی رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، را پذیرفته است. او عبارتی را که از کرملین شنیده میشود و شبیه تبلیغات سبک شوروی است، تکرار کرد: اینکه زلنسکی یک رهبر مشروع نیست. وقتی پوتین، که بهنظر میرسد رهبری ابدی روسیه باشد، این حرف را میزند، مضحک است. اما وقتی رئیسجمهور ایالات متحده این حرف را میزند، هشداردهنده، تراژیک و برخلاف عقل سلیم است.»
این یک تفسیر ملایمی از ترامپ است — اینکه او فقط شیفتهی پوتین، ملیگرای مسیحی و ضد جنبشهای بیداری روسیه، شده و عقل سلیمی را که وعده داده بود، به کار نمیگیرد. اما یک توضیح دیگر نیز وجود دارد: ترامپ قدرت آمریکا را نه بهعنوان سوارهنظامی که برای نجات افراد ضعیف در برابر کسانی که قصد سرکوب آنها را دارند؛ بلکه او آمریکا را به عنوان کسی میبیند که برای اخاذی از ضعیفان میآید. او در حال اجرای یک طرح باجگیری است.
این پاراگراف حیرتآور از مقالهی والاستریت ژورنال دربارهی دیدار اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با زلنسکی در کییف را در نظر بگیرید. بسنت پیشنهادی را به زلنسکی ارائه کرد که او نمیتوانست آن را رد کند: واگذاری حقوق معدنی اوکراین به آمریکا، به ارزش صدها میلیارد دلار، بهعنوان جبران کمکهای ایالات متحده.
اخاذی از اوکراین در میانه جنگ؟
این صحنهای بود مستقیماً برگرفته از [فیلم] پدرخوانده: «بسنت برگه را روی میز هل داد و از زلنسکی خواست که آن را امضا کند... زلنسکی نگاهی سریع به آن انداخت و گفت که این موضوع را با تیم خود بررسی خواهد کرد. بسنت سپس برگه را نزدیکتر به زلنسکی هل داد. وزیر خزانهداری گفت: “شما واقعاً باید این را امضا کنید.” زلنسکی گفت که به او گفته شده “افرادی در واشنگتن” بسیار ناراحت خواهند شد اگر این سند امضا نشود. رهبر اوکراین گفت که سند را میگیرد اما تعهدی به امضای آن ندارد.»
این داستان بار دیگر نشان میدهد که چه اتفاقی رخ میدهد وقتی ترامپ دیگر توسط افراد معتدل احاطه نشده، بلکه فقط توسط تقویتکنندگان محاصره شده است. بسنت، یک سرمایهگذار زیرک، قطعاً میدانست که رئیسجمهور اوکراین نمیتواند صرفاً با امضای یک تکه کاغذ، صدها میلیارد دلار حقوق معدنی را واگذار کند، بدون اینکه با وکلای خود، پارلمان یا مردمش مشورت کند. اما وزیر خزانهداری احساس میکرد که باید دستورات ترامپ را اجرا کند، حتی اگر خیلی فاسد یا مضحک باشد. اگر رئیسجمهور بخواهد غزه را تخلیه کند و آن را به یک کازینو تبدیل کند، پس این همان چیزی است که باید انجام شود. اخاذی از اوکراین در میانهی جنگ؟ این همان کاری است که باید انجام شود.
یک رئیسجمهور جدی آمریکا میدانست که پوتین در حال بازی با دستی بسیار ضعیف است که ما باید از آن بهره برداری کنیم. همانطور که اکونومیست هفتهی گذشته اشاره کرد، بیشتر دستاوردهای روسیه در هفتههای نخست جنگ حاصل شد. «در آوریل ۲۰۲۲، پس از عقبنشینی روسیه از شمال اوکراین، این کشور ۱۹.۶ درصد از خاک اوکراین را در اختیار داشت و تلفاتش (کشته و زخمی) حدود ۲۰ هزار نفر بود. امروزه، روسیه ۱۹.۲ درصد از اوکراین را اشغال کرده و تلفاتش، طبق منابع بریتانیایی، ۸۰۰ هزار نفر تخمین زده میشود. … بیش از نیمی از ۷۳۰۰ تانکی که روسیه در انبار داشت، از بین رفتهاند. از آنهایی که باقی ماندهاند، تنها ۵۰۰ دستگاه را میتوان بهسرعت بازسازی کرد. تا آوریل، ممکن است روسیه ذخایر تانکهای T-80 خود را تمام کند. سال گذشته، روسیه دو برابر تعداد سامانههای توپخانهای را که در دو سال قبل از آن از دست داده بود، از دست داد. … تخصیص مجدد منابع از بخشهای تولیدی به مجتمع نظامی، تورم دو رقمی را تشدید کرده است. نرخ بهره ۲۱ درصد است.»
اگر این یک بازی پوکر بود، پوتین فقط یک جفت دو در دست داشت و با بلوف کردن همهی چیپهای خود را وسط گذاشته بود. اما ترامپ، به جای اینکه بلوف پوتین را بخواند، میگوید: «فکر کنم بهتر است دستم را بیندازم.»
بهجای متحد کردن تمام همپیمانان اروپاییمان، افزایش فشار نظامی بر پوتین و ارائهی «پیشنهادی که نتواند رد کند»، ترامپ دقیقاً برعکس عمل کرد. او در سازمان ملل ما را از متحدانمان جدا کرد، با خودداری از پیوستن به قطعنامهای که تجاوز روسیه به اوکراین را محکوم میکرد — و در عوض، در کنار کشورهایی مانند کره شمالی رأی داد — و سپس کمپینی مملو از دروغ برای بیاعتبار کردن زلنسکی، نه پوتین، به راه انداخت.
علاوه بر این که به دروغ ادعا کرد که اوکراین جنگ را آغاز کرده است، ترامپ اعلام کرد که محبوبیت زلنسکی تنها ۴ درصد است (در حالی که میزان محبوبیت واقعی او ۵۷ درصد است، یعنی ۱۳ درصد بیشتر از محبوبیت خود ترامپ) و زلنسکی را «دیکتاتور» خواند و از او خواست که انتخابات برگزار کند. در همین حال، او به پوتین — که بزرگترین رقیب انتخاباتیاش، آلکسی ناوالنی را به مجموعاً ۲۸ سال حبس در یک جهنم قطبی محکوم کرد، جایی که او به طرز مشکوکی جان باخت — کاملاً آزادی عمل داد.
به نظر میرسد که زلنسکی چارهای جز امضای نوعی توافق مسخره دربارهی معادن ندارد، حتی با وجود اینکه ترامپ خواستار سه یا چهار برابر تقریباً ۱۲۰ میلیارد دلاری است که ایالات متحده تاکنون به اوکراین در قالب کمکهای نظامی، بشردوستانه و مالی ارائه داده — کمکی که اوکراینیها برای محافظت از غرب در برابر متجاوز روسی استفاده کردهاند.
همهی این ماجرا شرمآور است. ترامپ، در واقع، به دنبال سود بردن از وضعیت اوکراینیها در نتیجهی تهاجم پوتین به اوکراین است، در حالی که هیچ مطالبهای از پوتین برای پرداخت غرامت مطرح نکرده و هیچ تضمینی برای حفاظت آیندهی ایالات متحده از کییف ارائه نمیدهد. همانطور که کاخ سفید بهوضوح بیان کرد: «این توافق اقتصادی با اوکراین نه تضمینی برای کمکهای آینده در جنگ خواهد بود و نه شامل هیچ تعهدی برای حضور پرسنل آمریکایی در منطقه.»
برداشت اشتباه ترامپ از پوتین
من هیچ مشکلی ندارم که ایالات متحده پس از جنگ، در ازای کمکهایی که ارائه داده، دسترسی ترجیحی برای شرکتهای خود در سرمایهگذاری روی منابع طبیعی اوکراین درخواست کند. اما انجام این کار در حال حاضر، بدون هیچ تضمین امنیتی در ازای آن؟ حتی “دون کورلئونه” (رئیس مافیا در فیلم “پدرخوانده”) هم از درخواست چنین چیزی شرمنده میشد — اما نه “دون ترامپ”.
ترامپ کاملاً برداشت اشتباهی از پوتین دارد. او فکر میکند که پوتین فقط کمی توجه مثبت، کمی درک، کمی نگرانی برای نیازهای امنیتیاش — یک آغوش گرم! — نیاز دارد تا آن صلحی را که ترامپ اینقدر مشتاق آن است امضا کند. اما این یک خیال باطل است. همانطور که لئون آرون، متخصص روسیه و نویسندهی کتاب تحسینشدهی “سواری بر ببر: روسیهی ولادیمیر پوتین و استفاده از جنگ” به من گفت: «پوتین به دنبال “صلح در اوکراین” نیست. او به دنبال “پیروزی در اوکراین” است» — زیرا بدون یک پیروزی، «او در داخل روسیه بهشدت آسیبپذیر خواهد بود. دموکراسیهای سرمایهداری برای صلح حاضرند هر کاری بکنند، اما خودکامگان مانند پوتین برای پیروزی حاضرند دست به هر اقدامی بزنند. ما باید این معادله را برعکس کنیم.»
آرون افزود که راه رسیدن به این هدف، این است که به پوتین نشان دهیم متحدان غربی نهتنها شرط او را قبول دارند، بلکه آن را بالاتر خواهند برد — «نه اینکه یک ملت قهرمان را که برای حفظ اروپایی آزاد و یکپارچه مبارزه میکند، بدنام کنیم.»
ما باید از اوکراینیها حمایت کنیم تا بهترین توافق ممکن را به دست آورند. این توافق احتمالاً باید شامل آتشبس در مناطقی باشد که در حال حاضر در کنترل روسیه است، بهگونهای که کنترل بالفعل پوتین بر بخشهایی از شرق اوکراین به رسمیت شناخته شود؛ تعلیق عضویت اوکراین در ناتو؛ و لغو تحریمهای غرب علیه روسیه، اما فقط زمانی که روسیه ارتش تهاجمی خود را از خاک اوکراین خارج کند. در مقابل، پوتین باید حضور نیروهای حافظ صلح اروپایی در اوکراین و ایجاد یک منطقهی پروازممنوع بر فراز این کشور آزاد و مستقل را بپذیرد، که ایالات متحده نیز مسئولیت تضمین آن را بر عهده خواهد داشت تا اطمینان حاصل شود که ارتش پوتین دیگر بازنخواهد گشت. همچنین، روسیه باید از هرگونه دخالت در روند عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا خودداری کند.
ایالات متحده باید مصرانه بر ورود اوکراین به اتحادیهی اروپا تأکید کند — فرآیند مذاکراتی که کییف در حال حاضر درگیر آن است. من میخواهم که مردم روسیه هر روز به اوکراین نگاه کنند و یک دموکراسی اسلاویِ موفق، با بازار آزاد و شکوفا را ببینند و از خود بپرسند که چرا آنها باید در یک خودکامگیِ غارتگرانهی پوتینی زندگی کنند. از نظر من، کل این جنگ هرگز دربارهی ممانعت از ورود اوکراین به ناتو نبوده است. چیزی که پوتین واقعاً از آن میترسد، ورود اوکراین به اتحادیه اروپاست.
یکی از محققان روابط بینالملل در روسیه، که فقط بهصورت خصوصی میتواند صحبت کند، از مسکو به من گفت که تیم پوتین، تیم ترامپ را مثل یک «خودروی سیرک» میبیند، پر از افراد آماتور — طعمههای آسان برای پوتینِ زیرک و بدبین. هدف نهایی پوتین چیست؟ «MRGA — عظمت را به روسیه بازگردان (و عظمت آمریکا را کمتر کن).»
این کارشناس روس افزود، هدف بلندمدت پوتین این است که افول هژمونی ایالات متحده را مدیریت کند، بهگونهای که آمریکا فقط به یک قدرت بزرگ همسطح دیگر تبدیل شود، تمرکزش را بر نیمکرهی غربی معطوف کند و از لحاظ نظامی از اروپا و آسیا عقبنشینی نماید. پوتین، ترامپ را بهعنوان ابزار خام خود برای «مدیریت این افول اجتنابناپذیر» میبیند.
آیا ترامپ و جمهوریخواهان دنبالهروی او روزی به این واقعیت پی خواهند برد؟ شاید — اما وقتی که دیگر خیلی دیر شده باشد.
■ بهراستی حیرت آور است که کارشناسان هنوز هم از اقدامات گروه ترامپ شوکه میشوند و نتیجهگیریهایی که به چندین سال پیش مربوط میشد را با کمی تردید بازگو میکنند. عجیبتر آنکه مرکز ثقل وقایع کنونی را کم بها میبینند و به عوارض خارجی آن بیشتر میپردازند. مرکز ثقل در خود آمریکاست، تیم ترامپ با کمک پشتیبانان خود در حال زیرو رو کردن دمکراسی و فرهنگ ۲۵۰ ساله آمریکا (با تمام خوب و بدهایش) هستند، بزرگترین زمین لرزه سیاسی اجتماعی تاریخ بشری، البته به شرطی که تا ۲ -۱ سال دیگر شکست نخورند و متوقف نشوند.
میگویند دروغ هر چقدر بزرگتر باشد برای عامه باور کردنش آسان تر است. و بر عکس، یک واقعیت محرز و ثابت شده هر اندازه بزرگتر باشد تردید در مورد آن بیشتر است. برداشت کارشناس روسی (در انتهای مقاله) بخش مهمی از واقعیت کنونیست: “.. هدف نهایی پوتین چیست؟ «MRGA — عظمت را به روسیه بازگردان (و عظمت آمریکا را کمتر کن).”
اما مهمترین پیامد جراحیهای ترامپ در این است که سقوط سیاسی-اجتماعی و اقتصادی آمریکا “در یک روند سریع وغیر کلاسیک” عواقب ناشناخته و فاجعه بار برای تمامی جهان دارد.
روزتان خوش، پیروز
| ||||||||
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2025 | editor@iran-emrooz.net
|