پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ - Thursday 27 February 2025
ايران امروز
iran-emrooz.net | Tue, 25.02.2025, 11:44

اقتصاد سیاسی پاچه‌خواری ولایی


احمد علوی

اقتصاد سیاسی پاچه‌خواری ولایی کارکردها و پیامدها 

آنچه اصطلاحا پاچه‌خواری (sycophancy) خوانده می‌شود، به‌خصوص نوع ولایی آن پدیده‌ای درازآهنگ، رایج و شناخته شده‌ای در عرصه سیاسی خرد و کلان ایران است. چرخه گردش سرمایه در چارچوب آنچه اقتصاد “پاچه‌خواری” در ایران بسیار گسترده است. به همین دلیل پرداختن به آن ضروری است.

پاچه‌خواری را می‌توان نوعی بازار غیررسمی تبادل امتیازات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دانست که در آن، گروه‌های مختلف از طریق مثلا تملق گفتاری و رفتاری و نمادین، نمایش وفاداری، بزرگ‌نمایی نقش افراد قدرتمند و سرکوب رقبا، به منابع و فرصت‌های انحصاری دسترسی پیدا می‌کنند. پاچه‌خواری تنها یک رفتار فردی نیست، بلکه یک ساختار نظام‌مند در سیستم‌های رانتی و اقتدارگراست.

این پدیده دست کم در سه سطح فردی، سازمانی و سیاسی باعث نهادینه شدن فرهنگ تملق، تقویت فساد، و از بین رفتن شایسته‌سالاری و سقوط کارآمدی سازمانی و مانعی برای توسعه پایدار تلقی می‌شود. در طول تاریخ، پاچه‌خواران در دوران قدرت، به منزلت، انواع رانت و مقام می‌رسند، اما پس از سقوط نظام، معمولاً مورد تنفر عمومی و حتی محاکمه قرار می‌گیرند.

ساختار پاچه‌خواری در ایران

پاچه‌خواری در ایران دارای یک ساختار هرمی است که در آن وفاداری و تملق از رأس هرم قدرت به سطوح پایین‌تر تسری می‌یابد و به هنجار و فرهنگ تبدیل شده است. در چارچوب این هرم، افراد، باندهای سیاسی برای کسب امتیازات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، به جای کسب توانایی حرفه ای، ارتقاء صلاحیت و اهلیت و رقابت بر اساس شایستگی، از طریق تملق، خوش رقصی، خوش‌خدمتی و بزرگ‌نمایی توانایی‌های رهبران به مناصب بالاتر می‌رسند.

ویژگی‌های ساختاری پاچه‌خواری سیاسی در ایران

ویژگی‌های ساختاری پاچه‌خواری سیاسی در ایران بر اساس عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در هم تنیده شده‌اند که به تداوم و تقویت این پدیده در ساختار قدرت کمک می‌کنند.
نظام پاتریمونیال (Patrimonialism): روابط درون ساختار قدرت شخصی‌سازی شده و وابسته به شبکه‌های وفاداری است.
اقتصاد رانتی (Rentier Economy): دسترسی به منابع و فرصت‌ها نه بر اساس رقابت، بلکه از طریق نزدیکی به قدرت و مدح حاکمیت تعیین می‌شود.
سرکوب جامعه مدنی و نخبگان مستقل: از بین بردن رقابت‌های واقعی باعث می‌شود فضای تملق و چاپلوسی رشد کند.
ارزش‌زدایی از تخصص‌گرایی: جایگزینی افراد متخصص با افراد وفادار به حاکمیت، ساختار بروکراتیک را ناکارآمد می‌کند.

الگوهای رفتاری پاچه‌خواری ولایی

چاپلوسی مستقیم: مدح و ستایش آشکار از رهبران، مانند مداحی‌های حکومتی و سخنرانی‌های اغراق‌آمیز.
چاپلوسی غیرمستقیم: نمایش وفاداری از طریق رفتارهای نمادین، مانند گریه در سخنرانی‌ها، تعظیم و کرنش یا حضور نمایشی در مراسم‌های حکومتی.
تحریف واقعیت و جعل روایت: بازنویسی تاریخ، اغراق در دستاوردهای نظام و شیطانی جلوه دادن مخالفان آن
سانسور و خودسانسوری: حمایت ظاهری از قدرت برای پرهیز از سرکوب و جلوگیری از حذف شدن از ساختار قدرت.

نظریه‌های کلیدی در تحلیل پاچه‌خواری

پاچه‌خواری را می‌توان از منظرهای گوناگونی نظیر نظریه‌های سیاسی، روان‌شناختی، جامعه‌شناختی و اقتصادی تحلیل کرد. این پدیده معمولاً در نظام‌های رانتی، الیگارشیک و استبدادی به‌عنوان ابزاری برای تثبیت قدرت و توزیع منابع عمل می‌کند.

برخی از نظریه هایی که پاچه‌خواری ولایی را توضیح میدهند عبارتند از:

۱. نظریه سلطه-تسلیم (Dominance-Submission Theory) – هربرت مارکوزه(Herbert Marcuse)
توضیح می‌دهد که چرا در نظام‌های استبدادی بخصوص استبداد ولایی، برخی افراد به‌جای مقاومت، ترجیح می‌دهند به قدرت تسلیم شوند و آن را ستایش کنند.

۲. نظریه یادگیری اجتماعی (Social Learning Theory) – آلبرت بندورا(Albert Bandura)
پاچه‌خواری رفتاری یادگرفته‌شده است که از طریق مشاهده و تقلید و همگرایی و هنجاری شدن در محیط‌های رانتی گسترش می‌یابد.

۳. نظریه بقا در نظام‌های استبدادی – جیمز اسکات (Weapons of the Weak) (James Scott)
برخی مردم در رژیم‌های سرکوبگر برای حفظ موقعیت خود، به رفتارهای سازگاری و تملق متوسل می‌شوند، اما در خفا ممکن است مخالف باشند.

۴. نظریه بازی‌ها (Game Theory) – جان نش(John Nash)
پاچه‌خواری یک استراتژی عقلانی برای کسب منافع شخصی در نظام‌های غیررقابتی است، که تا زمانی که ساختار قدرت پابرجاست، افراد از آن سود می‌برند.

کالاها و خدمات پاچه‌خواری ولایی

در پاچه‌خواری ولایی که بخش عمده آن پنهان و تنها قله کوه یخ آن آشکار است، کالاها و خدماتی که مبادله می‌شوند، به چند دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

۱. کالاها و خدمات سیاسی
مشروعیت‌بخشی به قدرت سیاسی: رسانه‌ها، سرسپردگان، مدیران وابسته و نخبگان حکومتی از رفتار نمادین تملقی یا از طریق مدح و تملق چهره‌های کلیدی نظام، به تقویت اقتدار آن‌ها کمک کرده و در ازای آن، پست‌های دولتی یا امتیازات اقتصادی دریافت می‌کنند.
حمایت از سیاست‌های حاکمیت: باندهای قدرت و مقامات سیاسی با حمایت از سیاست‌های نظام و سرکوب و حذف منتقدان، به منابع و پایگاه قدرت خود دسترسی پیدا می‌کنند.
جلوگیری از رقابت سیاسی: تملق و سرسپردگی، ابزاری برای حذف رقبا و حفظ موقعیت در ساختار قدرت است.
مثال: حمایت‌های بی‌قیدوشرط برخی نمایندگان مجلس از سیاست‌های رهبر ولایی یا دولت دست نشانه او، در ازای دریافت مناصب یا بودجه‌های خاص برای حوزه انتخابیه خود.

۲. امتیازات اقتصادی و تجاری
دسترسی به قراردادهای دولتی: شرکت‌ها و نهادهای اقتصادی که به افراد صاحب قدرت نزدیک هستند، از قراردادهای بدون مناقصه، امتیازات وارداتی، زمین‌های دولتی و وام‌های کلان بانکی بهره‌مند می‌شوند.
تخصیص ارز و رانت ارزی: برخی فعالان اقتصادی با ارتباطات قوی با نهادهای حکومتی، امتیاز واردات کالاهای اساسی را دریافت کرده و با سوءاستفاده از تفاوت نرخ ارز دولتی و بازار آزاد، سودهای کلان کسب می‌کنند.
معافیت‌های مالیاتی و گمرکی: کسب‌وکارهای مرتبط با قدرت، از معافیت‌های ویژه برخوردار شده و رقابت را برای بخش خصوصی مستقل دشوار می‌کنند.
مثال: تخصیص ارز دولتی برای واردات نهاده‌های دامی به افراد خاص که سپس کالا را در بازار آزاد با قیمت چندبرابری می‌فروشند.

۳. جایگاه‌های مدیریتی و مناصب دولتی
دسترسی به پست‌های مدیریتی کلیدی: پاچه‌خواری در سطوح بالا باعث انتصاب افراد غیرشایسته در پست‌های حساس می‌شود.
عضویت در هیئت‌مدیره شرکت‌های دولتی: بسیاری از مدیران و سیاستمداران پس از چاپلوسی و اثبات وفاداری به مقامات بالادستی، وارد هیئت‌مدیره شرکت‌های رانتی می‌شوند.
ایجاد مشاغل صوری و پرداخت حقوق‌های نجومی: افراد وفادار به نظام به‌عنوان مشاور، عضو هیئت‌علمی، عضو شوراهای عالی و سایر سمت‌های بی‌اثر ولی پردرآمد منصوب می‌شوند.
مثال: منصوب شدن مدیران کم‌تجربه در شرکت‌های پتروشیمی و بانک‌ها، صرفاً به دلیل ارتباطات نزدیک با مراکز قدرت.

۴. خدمات رسانه‌ای و تبلیغاتی
ساخت چهره‌های کاریزماتیک برای حفظ قدرت: رسانه‌ها و هنرمندان وابسته، از طریق تولید محتوا، شخصیت‌های سیاسی را به چهره‌های مقدس و غیرقابل انتقاد تبدیل می‌کنند.
تخریب مخالفان و حذف رقیبان: رسانه‌های وابسته و سلبریتی‌های حکومتی، با برچسب‌زنی، ایجاد پرونده‌های فساد جعلی و حملات تبلیغاتی، مخالفان را حذف می‌کنند.
سانسور اطلاعات و ایجاد روایت‌های رسمی: حذف اخبار مربوط به فساد نخبگان سیاسی، برجسته‌سازی دستاوردهای حکومتی و تحریف واقعیت‌ها برای حفظ کنترل بر افکار عمومی.
مثال: ساخت مستندهای تبلیغاتی برای رهبران حکومتی که آن‌ها را ناجی کشور نشان می‌دهد و نقش منتقدان را کم‌رنگ می‌کند.

۵. امتیازات قضایی و حقوقی
مصونیت از تعقیب قضایی: افراد نزدیک به قدرت، حتی در صورت ارتکاب جرائم بزرگ، از پیگرد قانونی مصون می‌مانند.
صدور احکام سفارشی: قوه قضائیه می‌تواند از طریق قضات وابسته، پرونده‌های فساد را لاپوشانی کند یا برای مخالفان سیاسی احکام سنگین صادر نماید.
ایجاد رانت‌های قضایی برای نهادهای خاص: برخی از نهادها مانند سپاه، بنیادهای وابسته به حکومت، و نهادهای مذهبی، تحت حمایت قضایی ویژه قرار دارند و از هرگونه حسابرسی مستقل معاف هستند.
مثال: عدم پیگیری فساد مالی وابستگان حکومتی در حالی که فعالان مدنی و روزنامه‌نگاران به‌سرعت محاکمه و زندانی می‌شوند.

۶. خدمات امنیتی و اطلاعاتی
سرکوب مخالفان سیاسی و مدنی: گروه‌های اطلاعاتی و امنیتی، با گزارش‌های جعلی، پرونده‌سازی و بازداشت‌های هدفمند، رقبای سیاسی را حذف می‌کنند.
کنترل فضای مجازی و افکار عمومی: ارتش‌های سایبری با حمله به منتقدان، تولید اخبار جعلی و ایجاد ترس عمومی، کنترل افکار عمومی را در اختیار دارند.
ایجاد ساختارهای شبه‌نظامی برای حفظ قدرت: بسیج، سپاه و گروه‌های خودسر، به‌عنوان ابزارهای کنترل خیابانی برای سرکوب اعتراضات و اعمال نفوذ در جامعه فعالیت می‌کنند.
مثال: استفاده از نیروهای امنیتی برای سرکوب اعتراضات اقتصادی و جلوگیری از شکل‌گیری جنبش‌های مستقل.

جمع‌بندی

پاچه‌خواری (sycophancy) یا پاچه‌خواریسم سیاسی را می‌توان به عنوان یکی از اشکال فرهنگ تملق و چاپلوسی در نظام‌های استبدادی و رانتی تحلیل کرد. این پدیده در جوامعی شکل می‌گیرد که در آن‌ها توزیع منابع اقتصادی، فرصت‌های شغلی و امتیازات سیاسی وابسته به وفاداری به حاکمیت و روابط شخصی است، نه به شایستگی و یا رقابت سالم. ایران، به عنوان یک نظام رانتی-الیگارشیک، یکی از نمونه‌های بارز چنین ساختاری است.

“پاچه‌خواری” مفهومی گسترده است و شامل گفتار و رفتار و نمایش های مذهبی و سیاسی است. پاچه‌خواری، رانتبری و توزیع رانت، در یک چرخه معیوب قدرت و فساد عمل می‌کنند که نتیجه آن سقوط سرمایه اجتماعی، کاهش رقابت‌پذیری، افزایش ناکارآمدی نهادی و تشدید شکاف‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. در کوتاه‌مدت، این سیستم به حفظ ثبات حکومت و کنترل فضای سیاسی کمک می‌کند، اما در میان‌مدت و بلندمدت، باعث از بین رفتن مشروعیت نهادها، کاهش رشد اقتصادی و افزایش نارضایتی اجتماعی می‌شود.

بررسی این پدیده با استفاده از نظریه‌های دولت رانتی، الیگارشی، شبکه‌های توزیعی و اقتصاد غیرمولد نشان می‌دهد که تا زمانی که دولت وابسته به منابع رانتی باقی بماند، پاچه‌خواری و فساد ساختاری همچنان تداوم خواهد داشت.

۵ اسفند ۱۴۰۳



نظر شما درباره این مقاله:









 

ايران امروز (نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال می‌شوند معذور است.
استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2025 | editor@iran-emrooz.net