پنجشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ -
Thursday 27 February 2025
|
ايران امروز |
میگویند شطرنج بازی شاهان یا شاهانه است. این را به سه دلیل میگویند. نخست به خاطر آن که تمام هدف بازی حفظ شاه تا شکست دادن حریف بوده و هست؛ دوم از این رو که از بازیهای محبوب شاهان بوده، تا جایی که آنها حتی با “مهرههای” زنده، یعنی اسب و فیل و سرباز و غیره بازی میکردند و سوم به این خاطر که یک بازی فکری است و به دلیل ترکیب مهرهها و قواعد بازی میتواند به شاهان و حکومتگران در حل معضلات سیاسی-اجتماعی و تعیین راهکارها (تاکتیک) و راهبردها (استراتژی) کمک کند.
در شطرنج موقعیتی وجود دارد به نام “آچمز”. آچمز حالتی است که در آن یک مهره قادر به حرکت نیست یا حرکت آن باعث از دست رفتن مهرهای باارزشتر میشود. آچمز معمولاً توسط وزیر، رخ یا فیل انجام میشود.
حالا همهی اینها چه ربطی به سیاست دارد؟
به گمان نگارندهی این سطور، مردم و حکومت ایران، پس از جنبش “زن، زندگی، آزادی” و سرکوب بیرحمانهی آن دچار آچمزی سیاسی شدند. یعنی هم اکثریت مردم حکمرانی موجود را نمیخواهند و هم حکومت دیگر توان کنترل و سرکوب را ندارد. هم مردم به دلیل تجربههای تلخ گذشته نمیخواهند بیثمر هزینه بدهند و هم حکومت توان ادارهی کشور را ندارد. هم مردم به دلیل نداشتن همبستگی و تشکل، قدرت فشار آوردن به حکومت و امتیاز گرفتن را ندارند و هم حکومت به خاطر نارضایتی همگانی و انفجاری بودن موقعیت، توان و امکان هر برخوردی با مردم را ندارد. در چنین موقعیتی، هم مردم و هم حکومت در وضعیت آچمز و به اصطلاح انسداد سیاسی قرار گرفتهاند و باید با توجه به شرایط و امکانات، راهی برای برون رفت از این بحران پیدا کنند.
البته در مقایسه و در عمل، امکانات و “مهرههای” حکومت نسبت به مردم، در حوزههای مختلف، هنوز بیشتر است و امکان مانور بیشتری دارد. از سوی دیگر اما، از آنجا که در عمل، هیچ چشمانداز امیدوارکنندهای برای حل معضلات و بحرانهای اجتماعی وجود ندارد، امکان “انفجار اجتماعی” و به اصطلاح “انقلاب یا شورش” بسیار است.
حال از آنجا که در میان احزاب و گروههای سیاسی درون و بیرون از کشور، همچنان تشتت و چنددستگی حاکم است و آنها شدیداً مشغول تخریب یکدیگرند، به هوش مصنوعی (چتجیپیتی) مراجعه کردم و از او راهکار خواستم که در زیر نتیجهاش ارائه میشود. (همینجا یادآور میشوم که غرض من در استفاده از هوش مصنوعی، بیشتر این بود که نگاهی دیگر، غیرجانبدارانه و بیطرفانه هم داشته باشیم تا بتوانیم همهجانبه با موضوع برخورد کنیم. در هر صورت این یک کار ابتکاری است، برای اینکه از امکانات فناوری مدرن هم در سیاستورزی بهره ببریم و طبیعی است که از قطعیت و اعتبار کافی برخوردار نیست.)
باری، از او اول پرسیدم:
در شطرنج در حالت آچمز چه باید کرد؟
پاسخ او چنین بود:
“بسته به وضعیت بازی، چند راه برای مقابله با آچمز وجود دارد:
۱. جابجا کردن مهرهی آچمز شده
اگر امکان دارد، مهره را به خانهای امنتر ببرید تا از آچمز خارج شود. البته این کار همیشه ممکن نیست، بهخصوص در آچمز مطلق.
۲. دفاع از مهرهی آچمز شده
اگر مهرهی آچمز شده تحت حمله باشد، میتوانید با یک مهرهی دیگر از آن دفاع کنید تا از دست نرود.
۳. قطع کردن مسیر آچمز
گاهی میتوان با قرار دادن یک مهره بین مهرهی آچمز شده و مهرهی آچمزکننده، آچمز را از بین برد.
۴. تهدید مهرهی آچمزکننده
اگر امکان دارد، مهرهای که باعث آچمز شده است را مورد حمله قرار دهید تا حریف مجبور به واکنش شود و آچمز از بین برود.
۵. ایجاد تهدید متقابل (Counterplay)
گاهی میتوان با ایجاد تهدیدی جدی مانند حمله به شاه یا مهرهی ارزشمند حریف، او را مجبور به تغییر استراتژی کرد و از آچمز خارج شد. اگر مهرهی آچمز شده شاه باشد (آچمز مطلق)، باید روشهای دفاعی مانند فرار شاه، جلوگیری از حمله یا بلاک کردن مسیر را در نظر بگیرید.”
سپس از او پرسیدم:
حالا در سیاست اگر حکومت و مردم در حالت آچمز باشند، چه باید کرد؟
او چنین پاسخ داد:
“اگر حکومت و مردم در یک وضعیت آچمز قرار بگیرند، به این معناست که هیچیک قادر به حرکت مؤثر نیستند، زیرا هر اقدامی میتواند به ضرر طرفین تمام شود. این وضعیت معمولاً در بحرانهای سیاسی، بنبستهای حکومتی، یا اعتراضات گستردهای که بدون نتیجه باقی میمانند، دیده میشود. برای خروج از چنین شرایطی، چند راهکار وجود دارد:
۱. گفتوگو و مذاکره
مهمترین راه حل، باز کردن کانالهای مذاکره و گفتوگوی واقعی است. اگر هر دو طرف احساس کنند که حرکت اشتباه به ضررشان است، باید بهدنبال راهی برای تعامل و حل اختلاف باشند. این گفتوگو میتواند از طریق میانجیگران بیطرف، گروههای مدنی، یا نهادهای بینالمللی تسهیل شود.
۲. بازتعریف منافع مشترک
هر دو طرف باید به نقاط مشترک توجه کنند. اگر حکومت و مردم در برخی زمینهها همنظر باشند، میتوانند از همان نقاط برای شروع تعامل و کاهش تنش استفاده کنند.
۳. ارائه امتیازات متقابل
در سیاست، گاهی یک طرف باید امتیازی بدهد تا بنبست شکسته شود. اگر حکومت اصلاحات مشخصی را بپذیرد و مردم نیز در مقابل برخی خواستههای غیرعملی را تعدیل کنند، امکان خروج از بحران فراهم میشود.
۴. اصلاح ساختارهای تصمیمگیری
گاهی مشکل اصلی در ساختار حکومتی یا نبودِ مکانیزمهای مناسب برای مشارکت مردم در تصمیمگیری است. ایجاد تغییرات قانونی، اصلاح نهادهای نظارتی، یا افزایش شفافیت میتواند راهی برای جلوگیری از تکرار چنین بنبستهایی باشد.
۵. فشار هوشمندانه و اعتراضات هدفمند
اگر مردم در وضعیت آچمز باشند، باید بهجای رویارویی مستقیم و پرهزینه، از روشهای نوآورانه و کمهزینه برای اعمال فشار بر حکومت استفاده کنند، مانند اعتراضات هوشمند، تحریمهای اقتصادی مردمی، یا روشهای مدنی دیگر.
۶. میانجیگری داخلی یا بینالمللی
در برخی موارد، شخصیتهای معتبر داخلی (مانند رهبران مذهبی، نخبگان دانشگاهی، یا روشنفکران) میتوانند میانجی شوند. اگر وضعیت بسیار بحرانی باشد، میانجیگری نهادهای بینالمللی نیز میتواند به خروج از آچمز کمک کند.
در نهایت، خروج از بنبست سیاسی نیازمند عقلانیت، انعطافپذیری و اولویت دادن به منافع ملی است. اگر هر دو طرف تنها به پیروزی کامل فکر کنند، ممکن است آچمز به یک بحران دائمی تبدیل شود.”
من بدون اینکه بخواهم تک تک موارد یادشده را تفسیر و تحلیل کنم و یا مصداقهای عینی آنها را در جامعه بیابم و ارائه کنم، فقط سه نکته را یادآور میشوم:
۱) تحلیل و پاسخ هوش مصنوعی بر اساس علم کلاسیک سیاست است؛ در حالی که سیاست، بهویژه در کشور ما، دستکم در بعضی حوزهها، گویا از قواعد کلاسیک پیروی نمیکند. برای همین در کنار راهها و شیوههای متعارف و معمول باید راهها و شیوههای بدیلی را هم در نظر داشت.
۲) تحلیل و پاسخ هوش مصنوعی کلی و عمومی است و شرایط خاص کشور ما و ویژگیها و امکانات و محدودیتهای مردم و حکومت را در نظر نداشته است.
۳) از راه حلهایی که هوش مصنوعی ارائه کرده، به دلیل “نبود عقلانیت، انعطافپذیری و اولویت دادن به منافع ملی” از سوی حکومت، فقط دو راه حل آخر برای مردم میماند.
حال با توجه به تجربههای گذشته، وضعیت موجود و چشمانداز ناروشن پیشرو، باید دید که مردم از این دو راه حل آخر چه و چگونه بهره برداری خواهند کرد تا از این آچمز سیاسی به در آیند.
نظر شما چیست؟
اسفند۱۴۰۳
■ کیقباد عزیز!
بهره جویی از هوش مصنوعی و وارد کردن آن به بحث، ابتکار جالب و تمرین خوب و مفیدی است. همانطور که اشاره کردی، در شطرنج فقط دو نفر با هم بازی میکنند و مهره هم جان ندارند. در جامعه عموما بازی فقط دو طرف ندارد. نیروهای هستند که در منطقه خاکستری بین حکومت و مردم پرسه میزنند و یا دنبال منافع خاص خود هستند که ربط کمی به مردم دارد. مهم تر اما این است که هنوز نمیتوان چیزی را تحت عنوان «مردم» تعریف کرد که اراده و صدای واحدی دارد. در ایران گسلهای نسلی، جنسی-جنسیتی، دینی، قومی، اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی فعال هستند و در هر گسل مردمهای متفاوتی حضور دارند که ذی شعورند و مهره شطرنج کسی نیستند. شاید واژه هایی مثل «گیرکردگی سیاست» رساتر باشند. الان به زبان کشتی گیرها، کشتی های مختلف، در حالت سرشاخ، قفل شدهاند و همه دارند طرفهای مقابل را خسته میکنند. در این مرحله، آن بخش از مردم که در دوگانه «مردم-حاکمیت» قابل طبقهبندی هستند، شاید بتوانند با کاربست رهنمود شماره ۵ از سر شاخ خارج شوند و امتیاز بگیرند، اما بند ۶ به نظرم عموما وقتی کارآیی دارد که پدیده قدرت دو گانه و فلج حکمرانی رخ داده باشد و مردم هم، مردم شده باشند
با ارادت پورمندی
■ جناب پورمندی عزیز، نکات تأمل برانگیز و ارزشمندی را مطرح کردید که من کاملا با آن موافقم. با این حال دوست دارم دو نکته را روشن کنم: نخست اینکه هدف من از تمثیل شطرنج مطمئنا نه مقایسهی یک به یک آن با جامعهی زندهی انسانی، بلکه فقط استفاده از تعبیر “آچمز” بوده است. علاوه بر اینکه سعی کردم مقاله را کمی دراماتیزهاش کنم تا خواننده آن را با انگیزهی بیشتری دنبال کند. در مورد مفهوم واژهی “مردم” هم با شما موافقم؛ اما اگر آن را به معنای اکثریت جامعه بگیریم، بدون تفکیک سیاسی و گروهی، این ادعا که اکثریت جامعه، از هر قشر و دستهای و با هر انگیزه و هدفی از حاکمیت کنونی راضی نیستند؛ چندان دور از واقعیت نخواهد بود.
باسپاس و ارادت فراوان: کیقباد
| ||||||||
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2025 | editor@iran-emrooz.net
|