دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۴۰۴ -
Monday 31 March 2025
|
ابوالفضل قدیانی
پس از خیمه شب بازی انتخابات تیرماه ۱۴۰۳ که علی خامنهای خودکامه قدرتپرست ایران سناریوی آن را دیکته کرده بود جماعت صندوقمحور هم اجرای این سناریو را عهدهدار شدند و جهد بلیغی به کار بردند که با انواع و اقسام تحلیلبافیها و ایجاد هراس کاذب در بین ملت از رقیب پزشکیان، شاید بتوانند مردم را مجاب کنند و به پای صندوقهای رأی بیاورند و این انتخابات نمایشی فرمایشی را به افکار عمومی ایران و جهان بفروشند و سرخوش از این پیروزی شادی کنند و شکست تحریم ملی را نظارهگر باشند اما مردم با پاسخ قاطع تحریم اعلام کردند که فریب خیمه شب بازی انتصابات نمایشی فرمایشی را نمیخورند.
روشن است که در بنیاد این مدعا چه مکر سرد و رسوائی نهفته است. انگار بازیچهای در دست علی خامنهای مکار، صاحب اختیار اولین و آخرین است که این چنین معرکهای از”لولو” را بر پا کرده بودند. بر همگان روشن است که یکدست کردن حکومت چه افتضاحی برای این خودکامه تبهکار و دار و دسته سرکوبگرش به وجود آورده بود که برای رهایی از این فضاحت در پی تدبیر و برون رفتی بودند که در نهایت به فردی که مورد اعتماد و سر سپرده کامل مستبد قدرتپرست بود رسیدند (به اعتراف مکرر خود پزشکیان که “من مجری سیاستهای رهبری هستم”) علی خامنهای خوب میدانست برای حکومت ننگین خود و تغذیه نیروهای مقاومت منطقهایاش و نیز باند سرکوبگرش راهی جز چپاول مضاعف ملت که شیره جانش را تا کنون مکیده است را ندارد چه بهتر که این چپاول به دست مثلا رقیب انجام شود. این چنین بود که سریعاً نقشه طراحی شد و به سرعت هم به اجرا در آمد. به اعتراف صریح پزشکیان علی خامنهای او را از صندوق درآورد (این اعتراف خود برهانی قاطع است بر اینکه اگر سعید جلیلی به نفعش بود با تغییر و جا به جایی مهرهها او را از صندوق بیرون میآورد) تا قبل از روی کار آمدن آقای پزشکیان هزینهها در تمامی موارد برای محرومان حتی تمامی افشار طبقه متوسط به خصوص هزینههای پزشکی مهر کمرشکن و استخوانسوز شده بود اما سابقه نداشت که هزینهها ی پزشکی در بعضی از درمانهای مورد نیاز مردم به یکباره تا ده برابر یا بیشتر جهش داشته باشد آنهم در زمانی که مسئولیت وزارت بهداشت با یکی از شریفترین پزشکان متخصص این کشور است که همیشه در تلاش و کوشش بود که اقشار محروم و آسیبپذیر را تحت پوشش بهداشت و درمان قرار دهد و هرگز در طول خدمات پزشکیاش به فکر ثروت اندوزی نبود. نمی دانم چه پیش آمد که این عزیز به این دولت تحت امر خودکامه نیرنگباز پیوست. تاسفبار این است که مدعیان مشاهده می کنند که ساختار جمهوری اسلامی به ریاست علی خامنهای علیالدوام دست اندرکار تولید فساد است و بر فساد هم قائم است چگونه میخواهند این ساخت فاسد بلکه مفسد را اصلاح کنند و مشکلی از مشکلات بیشمار مردم را حل کنند؟
در هر حال خودکامه قدرتپرست، شادمان از اینکه مقاصد شومش به دست به اصطلاح رقیب انجام میشود مشغول نظارت بر فجایعآفرینیاش بود اما از بخت بدش سه اتفاق مهم روی داد؛
اولین آن شکست فضاحتبار نیروهای نیابتیاش در منطقه یعنی ضربه مهلکی که به حماس و حزبالله لبنان در اثر بمبارانهای وحشیانه دولت نسلکش و فاشیست اسرائیل وارد شد؛ در اثر این بمبارانها بیشترین ضربه را ملت مظلوم و بی پناه فلسطین خورد که بیش از پنجاه هزار نفر از این ملت ستمدیده به شهادت رسیدند.
دومین رویداد این بود که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یک فاشیست ضد دمکراسی و قلدور و زورگویی نظیر خودش روی کارآمد. ترامپ به محض انتخاب شدن ضمن تشدید تحریمها (که باید تاوانش را ملت مظلوم ایران بپردازد) شروع به تهدید علی خامنهای و نظام جمهوری اسلامی کرد در اقدام بعدی خود طی نامهای او را مخیر بین دو امر کرده است؛ یا به مذاکره با شروط او تن دهد یا منتظر حمله نظامی آمریکا باشد.
سومینِ آنهم شکست ذلتبار بشار اسد و شریک جرم جنایات وحشیانه او علی خامنهای خودکامه قدرتپرست ایران در سوریه و فرار بشار اسد و پناه بردنش به پوتین توطئهگر در روسیه و نیز اخراج خفتبار سپاهیان جمهوری اسلامی از سوریه بود.
مسبب اصلی تمامی این رخدادهای فاجعهبار جاهطلبیها و سلطهجوئیها و تمامیتخواهیهای علی خامنهای خودکامه قدرت پرست است که حرص و آز او به قدرت، پایان ناپذیر مینماید. اوست که با شرارتها و تبه کاری های خود و اعوان و انصارش منابع و خزائن و ثروت ملت و مهمتر از همه جان بیشماری از جوانان عزیز کشور را به باد فنا داده است و همچنانکه مسبب اصلی تمامی حوادث فاجعه بار ضد ملی است که در طول حکومت سیاهش رخ داده است و البته باید پاسخگو باشد، و اکنون هم به علت ارتکاب اعمال مذکور در فوق، در دامی خودساخته افتاده که نه راه پس دارد و نه راه پیش.
اگر پیش برود سقوط است اگر پس هم برود سقوط است البته پسروی سقوط تدریجی یعنی استحاله است. عجالتاً در بی تصمیمی به سر میبرد چون جرأت تصمیمگیری را از دست داده است. نه جرأت جنگیدن دارد و نه مذاکره مستقیم. البته اینکه جرأت جنگیدن ندارد خوب است چون به نفع ملت خواهد بود چرا که حداقل زیرساختهای کشور که ثروت ملی است (گرچه آسیبهای زیادی در اثر ناکارآمدی حکومت اودیده است) از خطر نابودی مصون خواهد ماند اما نهایتا چارهای جز پذیرش مذاکره ندارد زیرا که احتمال میدهد در اینصورت چند صباحی دیگر حکومت نامشروعش ادامه یابد.
اگر سر سوزنی وجدان در او باقی مانده باشد باید دست از این قدرت شیطانی بردارد و از ملت بزرگ ایران طلب عفو کند، استعفا دهد و کنار رود تا ملت ایران حکومت دلخواه خود را انتخاب و روی کار بیاورد. البته بعید میدانم که حتی سر سوزنی در وجود او وجدانی باقی مانده باشد به اعتقاد من نظام مورد پسند اکثریت قاطع ملت ایران همانا نظام جمهوری دموکراتیک سکولار بر پایه حقوق بشر است. این شیوه مسالمتآمیزترین و خشونتپرهیزترین شیوه تغییر نظام فاسد جمهوری اسلامی است درغیراینصورت دیر یا زود مردم با قیام همگانی خود او را از اریکه قدرت به زیر خواهند کشید و طومار این نظام ضد ملی را در هم خواهند پیچید. به نظر من آن زمان چندان دیر نخواهد بود.
ابوالفضل قدیانی
هشتم فروردین ۱۴۰۴
بند ۴ زندان اوین
تلگرام کلمه
| ||||||||
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2025 | editor@iran-emrooz.net
|