پنجشنبه ۱۴ فروردين ۱۴۰۴ -
Thursday 3 April 2025
|
علیه مصطفی مهرآیین، جامعه شناس در دادسرای فرهنگ و رسانه پرونده قضایی تشکیل شد.
به گزارش هرانا، این پرونده در پی انتشار نامهای توسط آقای مهرآیین خطاب به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی علیه وی تشکیل شده است و هماکنون در شعبه ۹ دادسرای فرهنگ و رسانه تحت رسیدگی است.
آقای مهرآیین در این نامه از سیاستهای رهبری در اداره کشور انتقاد کرده و پیشنهاداتی برای تغییر ساختار سیاسی ایران ارائه داده بود. او در این نامه خواستار آزادی زندانیان سیاسی، انحلال سپاه پاسداران، برگزاری رفراندوم، تغییر قانون اساسی و در نهایت کنارهگیری رهبر جمهوری اسلامی از قدرت شده بود.
مصطفی مهرآیین، جامعهشناس و استادیار جامعه شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دارای دکتری جامعهشناسی فرهنگ از دانشگاه تربیت مدرس است. او در زمینههای جامعهشناسی فرهنگ، هنر و ادبیات فعالیت کرده و تاکنون آثار متعددی را تالیف و ترجمه کرده است.
***
خطاب به آیتالله سید علی خامنهای رهبر سیاسی- مذهبی جمهوری اسلامی
۱. جناب آقای خامنهای، رهبر سیاسی- مذهبی جمهوری اسلامی، با آنکه میدانم صدای من به عنوان یک معلم ساده جامعه شناسی در غوغای موجود در اطراف شما گم خواهد شد و به جایی نخواهد رسید شما را خطاب سخنان خود قرار میدهم و میکوشم خیلی ساده با شما حرف بزنم. همانطور که میدانید یکی از مهمترین وظایف یک استاد دانشگاه راهنمایی، مشاوره یا داوری پایان نامه و رساله دانشجویان ارشد و دکتری است. من در اینجا به کل دوران زمامداری شما به عنوان رسالهای نوشته شده توسط شما نگاه میکنم و در مقام یک داور به داوری آن میپردازم.
شیوه شخصی من در داوری پایاننامهها و رسالههای دانشجویان این است که بدون توجه به نمره نهایی که به آنها میدهم در ابتدا به آنها میگویم در متن خود چه نوشتهاند و منطق درونی متن آنها از چه توان و قدرتی برخوردار است یا نیست و در مرحله دوم به آنها میگویم که به جای این متن باید چه مینوشتند تا متن آنها تبدیل به یک متن قوی شود. اکنون هم در مورد زمامداری یا رساله حکومت داری شما میگویم چه نوشتهاید و از نظر من چه باید مینوشتید و یا اینکه هنوز فرصت دارید بنویسید:
۲. شما چه نوشتهاید؟ اگر به شیوه آن متفکر فقید عرب یعنی محمد عابد الجابری به مجموعه سخنان و رفتار سیاسی شما در طول سالهای حکومت کردنتان عنوان “عقل سیاسی” شما را بدهم و این را رساله شما بدانم، در مجموع رساله شما یا عقل سیاسی شما از ویژگیهای زیر برخوردار است: اول اینکه پرسش خاصی در رساله شما وجود ندارد. انتظار آن است که در مجموعه عقل سیاسی شما ما با یک پرسش روبرو باشیم که به ما بگوید شما کل دوران زمامداریتان را صرف پاسخ گفتن به آن کرده باشید. اما در مجموعه سخنان و رفتار سیاسی شما هیچ پرسش خاصی وجود ندارد.
من با تسامح میتوانم بگویم شما در پی پاسخ گفتن به دو پرسش تلویحی مطرح در مجموعه عقل سیاسیتان هستید: چگونه میتوان آن بخش از مردم ایران و آن بخش از جمعیت جهان که از نظر من گمراه شناخته میشوند را به راه راست هدایت کرد یا آنها را تنبیه کرد تا هدایت شوند؟ به عبارت دیگر، پرسش کلیدی مطرح در عقلانیت سیاسی شما این است: دشمنان داخلی و خارجی من چه کسانی هستند و چگونه میتوانم آنها را ارشاد یا تنبیه کنم؟
وجود چنین پرسشی در رساله حکومتداری شما البته چندان عجیب نیست چون شما روحانی هستید و یک روحانی درس خوانده در حوزههای علمیه ایران نمیتواند هدفی جز ارشاد دیگران در زندگی داشته باشد. اما فعل تنبیه نیز به مجموعه اهداف زندگی شما اضافه شده است چون شما دارای قدرت نیز هستید و صرفا یک روحانی ساده نیستید که فقط به ارشاد گمراهان داخلی و خارجی بپردازید. بنابراین، “هدف رساله” شما ارشاد و تنبیه دشمنان شناسایی شده توسط شما است و این البته طبیعی است چون هدف هر رسالهای پاسخ گفتن به پرسشهای آن است.
اگر پرسش شما این باشد که دشمنان داخلی و خارجی شما چه کسانی هستند و چگونه میتوانید آنها را ارشاد یا تنبیه کنید آنگاه باید کل هدف سرزمین ما ایران که شما رسالهنویس آن یا عقل سیاسی آن هستید چیزی شبیه این باشد که دشمن را شناسایی کنید و با او بجنگید. دوم، پرسش شما یک پرسش ترکیبی است یعنی بخشی از آن که شناسایی دشمنان است یک پرسش توصیفی است(پاسخ به پرسش چه هست؟) و قسمت دوم آن که چگونگی ارشاد و تنبیه آنها است یک پرسش تبیینی است(پاسخ به پرسش چرایی و چگونگی).
مشکل قسمت اول پرسش شما آن است که در طول زمان احتمالا دشمنان شما تغییر میکنند و شما نمیتوانید یک پاسخ ثابت به این پرسش بدهید مگر اینکه شما از ابتدا اصول و قواعدی را مشخص ساخته باشید که هر گونه عدول از آنها، افراد یا گروهها یا کشورهایی را دشمن شما کند. ولی در رساله حکومتداری شما ما با وجود هیچ اصلی که عدول از آن کسی یا گروهی یا کشوری را دشمن شما کند روبرو نیستیم. شما فقط به تعریف آیتالله خمینی استناد کردهاید که آمریکا دشمن است و بعد مبتنی بر این گزاره همه افراد و گروههای مخالف با این گزاره را هم دشمن خود فرض کردهاید. بنابراین، اصولا قسمت اول پرسش شما اصولا پرسش نیست چون این پرسش و پاسخ آن پیشاپیش توسط آیتالله خمینی مطرح شدهاند و شما فقط به تکرار آن پرداختهاید.
قسمت دوم پرسش مطرح در رساله شما یعنی چگونگی برخورد با دشمنانتان اما پرسش تبیینی خوبی است و میتواند نشان دهنده نظریه سیاسی شما و توان عقلانیت سیاسی شما باشد. به فصل دوم رسالهتان میروم. در این فصل شما باید به بررسی ادبیات پژوهشی یا تجربی مربوط به پرسش خود پرداخته باشید. متاسفانه این فصل شما اصولا نوشته نشده است چون شما نه در دشمنشناسی و نه در شیوه برخورد با دشمنانتان کسی توانمندتر از خود نمیشناسید و بارها در سخنان خود گفتهاید که بنا به جایگاه سیاسیتان و اطلاعات و دادههایی که به شما میرسد شما بهتر از هر کسی میدانید که دشمن کیست؟ دوست کیست؟ دشمن چگونه عمل میکند؟ و شما چگونه باید با دشمن روبرو شوید؟
در فصل بعد یعنی مبانی نظریتان درخصوص دشمن شناسی و شیوه برخورد با دشمن البته خیلی خوب عمل کردهاید. شما در این فصل در مقام یک بنیاد گرای مذهبی و مبتنی بر نظریه دشمن شناسی آیتالله خمینی گفتهاید که آمریکا و آمریکا پرستان دشمن شما هستند. بنابراین، نشان دادهاید که مهمترین مفهوم در منظومه عقل سیاسی شما مفهوم “دشمن” است که میتوان آن را معادل “آمریکا” دانست. در ادامه این فصل توضیح دادهاید که چرا آمریکا را دشمن میشناسید. گفتهاید که آمریکا قدرتمند است و تحکم میکند و به مظلومان ظلم میکند و به همین دلیل دشمن است. از این بحث شما هم میتوان نتیجه گرفت که مفهوم “قدرت” دومین مفهوم مهم مطرح در عقل سیاسی شما پس از مفهوم دشمن است.
در مورد چگونگی برخورد با این دشمن هم از مفهوم “مقاومت” نرم و سخت سخن گفتهاید و استدلال کردهاید دوستان یا نیروهای شما باید به دو شکل “نرم” و “سخت” به ارشاد و تنبیه دشمنان بپردازند. از شرح و داوری فصل روش شناسی شما میگذرم چون بسیار مغشوش و آشفته است. اما در قسمت بررسی تجربی رساله شما متوجه میشویم که از ابتدای تدوین این رساله تا پایان آن شما چیزی جز “جنگ” نرم و سخت را ممکن نکردهاید. این جنگ البته در ابتدا بیشتر معطوف به دشمنان داخلی یا خود مردم ایران است و در مرحله بعد معطوف به دشمنان خارجی یعنی آمریکا و اجانب آن است. در فصل نتیجه گیری هم تنها به شرح نتایج حاصل از این جنگ درازمدت پرداختهاید که در یک کلمه یک “سرزمین سوخته” است که آن را برای مردم ایران به ارث گذاشتهاید. این کل رساله شماست:
- دشمن کیست؟ آمریکا و نیروهای داخلی علاقمند به آن
- شیوه برخورد با آمریکا چیست؟ جنگ نرم و سخت
- نتیجه چیست؟ ویرانی ایران یا سرزمین سوخته ایران
۳. اکنون در مقام داور رساله شما پیشنهادهای خودم در مورد اینکه باید چگونه این متن را مینوشتید را مطرح میکنم و با اینکه دیگر شما زمانی برای اصلاح رساله خود ندارید و اصلا نیازی به اصلاح آن نمیبینید، پیشنهادهای خودم را فقط برای مخاطبان بعدی طرح میکنم. البته از نگاه من هنوز وقت کوتاهی برای اصلاح رساله خود دارید که میتوانید از آن استفاده کنید.
از نگاه من معلم مهمترین پرسش یک حکمران سیاسی باید این باشد که چگونه میتوانم یک زندگی خوب و شاد برای مردم خود فراهم کنم؟ چنان که میبینید در اینجا هیچ نکتهای در خصوص دشمن و دشمن شناسی و دوست شناسی و ارشاد و تنبیه دشمن وجود ندارد. پرسش یک عقل سیاسی فقط یک چیز است: چگونه میتوان مردم جامعه را از یک زندگی سعادتمندانه برخوردار ساخت؟ اگر میخواستید بدانید در جهان اندیشه و عمل سیاسی چه کسانی به این پرسش پاسخ دادهاند میتوانستید فصل دوم رساله خود را به شرح اندیشههای سقراط و افلاطون و ارسطو گرفته تا فارابی و ابن جماعه و ابن تیمیه و ابن خلدون تا رالز وهابرماس و حضرت علی و.... اختصاص دهید که متاسفانه شما در کل متن سی ساله رسالهتان یکبار به سخنان این بزرگان ارجاع ندادهاید چون هم پرسش شما چیز دیگر بوده است و هم شما به عنوان “عقل و دانای کل” نیازی به شنیدن سخن این بزرگان نداشتهاید.
اگر پرسش شما چگونگی فراهم آوردن زندگی سعادتمندانه و شرافتمندانه برای مردم کشورتان بود آنگاه میتوانستید فصل نظری رساله خود یا عقل سیاسیتان را به شرح اندیشه متفکران بسیاری اختصاص دهید که در این مورد سخن گفتهاند. این افراد در حوزه اندیشه سیاسی و اقتصاد و جامعه شناسی و .... بسیارند و میتوانستید با ایجاد اتصال میان برخی از آنها و تولید یک اسمبلاژ آن را راهنمای نظر و عمل سیاسی خود قرار دهید که متاسفانه این کار هم نکردهاید.
چنان چه این نظریهها یا پاسخها را مدنظر قرار میدادید آنموقع میدانستید که روش شناسی مطلوب برای اینکار اعتماد به توان نظری و عملی مردم ایران است و آنگاه میتوانستید تاریخی عینی از توسعه و رشد و بالندگی این کشور را رقم بزنید و نتیجه رساله خود را یک ” سرزمین آزاد و آباد” ببینید که متاسفانه شما بدلیل داشتن پرسش نادرست از ابتدا کل پروژه سیاسی خود را نادرست و ویرانگر تدوین نمودهاید.
۴. اما جناب آقای خامنهای، چنان که گفتم، به عنوان داور رسالهتان معتقدم هنوز هم یک فرصت برای اصلاح این رساله باقی ست: فرصتی محدود و فشرده که اگر به آن توجه کنید میتوانید به جای آنکه دانشجویی با یک رساله ضعیف و نمره پایین شناخته شوید با یک رساله قوی و نمره بالا فارغ التحصیل شوید و فرصت تداوم حیات بی دردسر و بدون خشونت دانشگاه خود یعنی ایران را هم تضمین کنید:
الف. پرسش خود را به پرسش ” چگونگی ممکن ساختن زندگی شرافتمندانه برای مردم ایران” تغییر دهید،
ب. هدف رساله خود را شناسایی راههای ممکن ساختن زندگی شرافتمندانه برای مردم ایران معرفی کنید،
ج. در تدوین ادبیات تجربی و نظری پاسخهای طرح شده در مقابل این پرسش از کلیه محققان و اهل فکر این مملکت استفاده کنید،
د. در فصل روش شناسی که مربوط به چگونگی بردن این پاسخهای نظری به سطح واقعی و تجربی و عملیاتی است کارهای زیر را در رساله خود انجام دهید:
۱. در یک نشست عمومی با مردم ایران اعلام کنید که کل پروژه عقلانیت سیاسی نظام جمهوری اسلامی و شخص شما و آیتالله خمینی در سالهای گذشته اشتباه بوده است،
۲. در این نشست از همه مردم خصوصا مردمی که به هر شکل از سوی شما آسیب دیدهاند عذرخواهی کنید،
۳. بعد از معذرتخواهی از مردم، اعلام کنید در یک رفراندوم از مردم خواهید پرسید که دوست دارند در چه نظام سیاسی زندگی کنند. اعلام کنید که نظام ولایت فقیه یا هر نظام سیاسی دیگر جز نظامهای سیاسی مردم محور دیگر گزینهای برای نظام سیاسی ایران نخواهد بود،
۴. همزمان با این اعلام، به مذاکره مستقیم با آمریکا بپردازید و با واگذار کردن کل مساله اتمی به دانشگاههای فنی کشور، این مساله را از حوزه امنیت ملی و سیاست خارج کنید و به طور کلی دوگانه دشمنی ایران/ آمریکا را منحل کنید و وضعیت کشور در نظام بین الملل را عادی اعلام نمایید یا به شیوه ژاپن اعلام کنید از این به بعد قانون اساسی ما قانون اساسی صلح خواهد بود
۵. سپاه و گروههای نیابتی را در ارتش کشور ادغام کنید و انحلال آنها را اعلام کنید،
۶. همه زندانیان سیاسی و محصورین را آزاد کنید،
۷. به کلیه ایرانیان خارج کشور اعلام کنید از حق بازگشت عادی به کشور و داشتن زندگی شرافتمندانه در این کشور برخوردارند،
۸. کلیه نهادهای انقلابی را منحل کنید و نظم سیاسی کشور را مبتنی بر نظم کشورهای دمکراتیک تبدیل به یک نظم متعارف و عادی کنید،
۹. پس از برگزاری رفراندوم تعیین نظام سیاسی به رئیس جمهور فعلی دستور دهید تیمی از حقوقدانان و سیاسیون و بزرگان فکری کشور برای تنظیم متن قانون اساسی جدید تشکیل دهد و آن را در یک رفراندوم به تایید مردم برساند.
۱۰. اعلام کنید آزادی اندیشه و بیان و اعتراض از حقوق مسلم مردم است،
۱۱. بعد از انجام این امور که همه آنها نهایتا باید در یک بازه شش ماهه تا یکساله انجام شوند، از قدرت کناره گیری کنید و به شیوه بزرگان دین اسلام و تشیع یعنی محمد( ص) و علی( ع) از همه مردم حلالیت بطلبید و اجرای بقیه امور را به رئیس جمهور واگذار کنید تا فرآیند تغییر نظام سیاسی و عملیاتی شدن نظام سیاسی جدید در آرامش ممکن گردد.
مصطفی مهرآیین
استادیار جامعه شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
| ||||||||
ايران امروز
(نشريه خبری سياسی الکترونیک)
«ايران امروز» از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايتها و نشريات نيز ارسال میشوند معذور است. استفاده از مطالب «ايران امروز» تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.
Iran Emrooz©1998-2025 | editor@iran-emrooz.net
|