بیانیه جبهه آزادی و نجات ایران
وحشت خامنهای از قیام مردم و تهدید به سرکوب با اتکا به خدای سال شصت!
چهل و شش سال از تأسیس حکومتی میگذرد که با شعار آزادی و عدالت، اما با سرکوب و استبداد، تاریخ ایران را به یکی از تاریکترین دورانهای خود کشاند. این حکومت از نخستین روزهای حیاتش پایههایش را بر خشونت، اعدام، زندان و ارعاب استوار کرد. هزاران جوان بیگناه که در اسارت رژیم بودند، به جوخههای اعدام سپرده شدند. دادگاههای فرمایشی، زندانها و شکنجهگاههای مخفی، چهرهای حقیقی از آنچه جمهوری اسلامی نامیده شد، به نمایش گذاشتند.
در همان سالهای نخست، با ورود ایران به جنگی هشتساله که ادامهاش تنها در راستای بقای نظام بود، نسلهای آینده کشور را قربانی سیاستهای بیخردانه کردند. میلیونها خانواده داغدار شدند، هزاران نفر مفقود و مجروح گشتند و منابع کشور در آتش یک جنگ بیحاصل سوخت. در حالی که میشد با دیپلماسی و درایت، این ویرانی را به کشور تحمیل نکرد، رهبران جمهوری اسلامی جنگ را فرصتی برای تحکیم پایههای قدرت خود دیدند و آن را ادامه دادند.
با رسیدن قدرت مطلق به دستان علی خامنهای، ایران وارد فاز جدیدی از استبداد و سرکوب شد. تداوم سرکوب مخالفان، گسترش فساد سیستماتیک، چپاول ثروت ملی، گسترش فقر و تنگدستی و دخالتهای بیجا در منطقه، همگی به نابودی هرچه بیشتر سرمایههای انسانی و اقتصادی ایران انجامید. اعتراضات مردمی، که هر بار با امید به تغییر شکل میگرفت، به خون کشیده شد و حقوق اساسی شهروندان بیش از پیش پایمال گردید.
علاوه بر سرکوب سیاسی، جمهوری اسلامی با دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، همبستگی دیرینه مردم ایران را هدف قرار داده است. ایران، کشوری متکثر با اقوام گوناگون و فرهنگها و گویشهای متنوع، قرنها بر پایه همزیستی مسالمتآمیز بنا شده بود. اما این حکومت با ترویج ایدئولوژی شیعهگرایانه خود، اقوام و پیروان ادیان دیگر را به حاشیه راند و آنان را سرکوب کرد. دشمنی آشکار با بهائیان، یهودیان و دیگر اقلیتهای مذهبی، همراه با زنستیزی سیستماتیک، موجب شده است که ایران در صحنه بینالمللی منزوی شود و دشمنان این سرزمین، با سوءاستفاده از این شرایط، در امور داخلی کشور مداخله کنند.
اگر چه خامنه ای، این دیکتاتور بزرگ قرن، پس از چهل و شش سال در وهم و جنونش خود را در مقام خدای بی رحم، بیدادگر و سرکوبگر سال شصت گاهگاه به رخ مردم ایران می کشد، اما در برابر سرکوب و ستم حکومت او مردم ایران خاموش نماندند. از دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ گرفته تا اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، مردم ایران بارها نشان دادهاند که به دنبال تغییرند. در این میان، جنبش “زن، زندگی، آزادی” بهعنوان یکی از مهمترین جنبشهای تاریخ معاصر ایران، نهتنها نشاندهنده اراده زنان برای رهایی از رژیم اپارتاید جنسیتی و مذهبی و قوانین تبعیضآمیز است، بلکه نمادی از مبارزه کل مردم ایران برای آزادی و عدالت بهشمار میآید. این جنبش و برامد های کنونی مبارزه سرتاسری ایرانیان بار دیگر نشان داد که مردم ایران دیگر حاضر نیستند به سازوکارهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی تن دهند.
اکنون، مردم ایران با وضعیتی اسفبار درگیر بحرانهای فزاینده، بهویژه در حوزه اقتصادی هستند. حکومت جمهوری اسلامی تحت فرماندهی علی خامنهای، بدون هیچگونه توجهی به این بحرانها و منافع ملی، همچنان سیاستهای ویرانگر خود را ادامه میدهد. دشمنی کورکورانه با غرب و اسرائیل، کشور را در آستانه جنگی خطرناک قرار داده است . رژیم اسلامی تلاش میکند با خشونت و وحشت، جنبشهای مردمی را خاموش کند؛ اما حرکت آزادیخواهانه مردم ایران، علیرغم سرکوبها، در راه است و آیندهای روشنتر را نوید میدهد.
مردم ایران، با تجربه تلخ بیش از چهار دهه زندگی تحت سلطه جمهوری اسلامی و پس از ضربات سنگین و قطع بازوهای رژیم در منطقه و ریزش های پی درپی درونی رژیم به ناتوانی و پوکی استخوانهای نظام اسلامی آگاهند و امیدوار و باورمند در راه سرنگونی رژیم ایستاده اند . مردم ما آگاهند که ادامه وضع موجود ممکن نیست و دیر یا زود، قیامی بزرگ در راه خواهد بود. اکثر متخصصان امور سیاسی و اقتصادی بر این باورند که حکومت جمهوری اسلامی با سیاستهای ویرانگر خود، کشور را به لبه پرتگاه برده است. تنها راه نجات ایران، اراده جمعی مردم برای رهایی از این استبداد و حرکت به سوی آزادی، عدالت و بازسازی کشور است.
امروز، در حالی که این رژیم در تلاش است تا با تبلیغات و سرکوب، چهرهی واقعی خود را پنهان کند، مردم ایران بیش از هر زمان دیگری آگاه و هوشیارند. آرمان آزادی، عدالت و حق تعیین سرنوشت مشترک، هیچگاه خاموش نخواهد شد. آینده ایران را نه استبداد که اراده مردم رقم خواهد زد. “زن، زندگی، آزادی” دیگر یک شعار نیست؛ بلکه راهی برای نجات ایران است.
زنده باد آزادی، پاینده باد ایران
فروردین ۱۴۰۴
جبهه آزادی و نجات ایران (جان ایران)