هموطنانعزیز
درود بر شما
با گذشت بیش از ۷۰ روز، پسرم همچنان در بازداشت موقت بهسر میبرد و همچنان محروم از تمامی حقوق انسانی و شهروندیاش.
در اولین روز فروردین، یکی از ضابطان پروندهی بیژن از لرستان با من تماس گرفت. ۲۳ دقیقه مکالمه تلفنی که نه تنها ابهامی از وضعیت بیژن و بیخبری مطلق از او نزدود، بلکه بر شرایط مبهم، به زعم آنها «پیچیده» و نگران کنندهاش افزود.
عنوان اتهامی بیژن بنا به اظهار این ضابط امنیتی با آنچه پیشتر یکی دیگر از ضابطان پرونده در تهران عنوان کرده بود، در تعارض است؛ و این در حالیاست که هر دو ضابط، وابسته به یک نهاد، یعنی وزارت اطلاعات هستند. در خصوص این که ضابط فعلی پرونده، وزارت اطلاعات است یا حفاظت اطلاعات قوهی قضائیه هم پاسخ صریحی دریافت نکردم و به تبع، این ابهام در مورد محل حبس بیژن نیز وجود دارد.
تنها نکتهی امیدوارکنندهی این تماس تلفنی، وعدهی ملاقات با پسرم بود که متاسفانه آنهم تا به حال عملی نشدهاست. بنابر این، چارهای ندارم جز این که یکبار دیگر دست یاری برای دادخواهی به سوی هموطنان عزیزم دراز کنم و از شما مردم شریف ایران بخواهم صدای یک مادر دادخواه و بیگناهی فرزندش باشید.
این اولین بار نیست که بیژن نوروز را در حبس سپری میکند. او سال ۱۴۰۰ را نیز در زندان آغاز کرد. امسال اما، روز تولدش، چهارم فروردین ماه هم پشت آن دیوارهای بلند بود. دیوارهائی که برای بیژن ناآشنا نیستند.
او فقط دو سال سن داشت که سردی میلههای زندان را حس کرد… وقتی بهزور او را از پدرش که آنسوی میلهها بود، جدا میکردند… حالا بیژن ۷۱ روز است که آنسوی میلههاست، ۷۱ روز بیخبری مطلق و مايیم و سردی میلهها که هر لحظه تا اعماق وجودمان را میسوزاند.
لطفن صدای ما باشید.
سپاسگزارم
#صدای_بیژن_کاظمی_باشیم