در حالی که جهان شاهد بالا گرفتن تنشها در خاورمیانه است، تغییر چشمگیری در راهبردها در حال وقوع است — تغییری که میتواند مسیر درگیریها در منطقه را دگرگون کند. ایران به نظر میرسد که متحدان حوثیاش در یمن را به حال خود رها کرده است، درست در زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا، فشار نظامی را افزایش داده و هشدارهای تندی به تهران میدهد.
گزارش شده است که ایران در اقدامی غیرمنتظره، به نیروهایش دستور داده تا از حمایت از شورشیان حوثی عقبنشینی کنند. این عقبنشینی نشانهای از یک چرخش احتمالی در راهبرد دیرینهی تهران از حمایت بیدریغ از نیابتیهای خود در منطقه به شمار میرود. این اقدام در پی حملات هوایی بیوقفه آمریکا در یمن صورت گرفت؛ حملات آمریکا هم پس از آن انجام شد که حوثیها چندین حمله پهپادی و موشکی علیه ناوهای جنگی آمریکایی در دریای سرخ انجام دادند — از جمله دو حمله مستقیم به ناو هواپیمابر یو.اس.اس هری ترومن و ناوهای همراهش در کمتر از ۲۴ ساعت.
ترامپ هیچ تردیدی به خود راه نداد. او وعده داد که ایران را مسئول مستقیم “هر شلیکی” از سوی حوثیها خواهد دانست — و سخنان او بلافاصله با موجی از بمبارانهای دقیق دنبال شد. منابع آگاه میگویند که رهبری ایران، از جمله آیتالله علی خامنهای، اکنون تمرکز اصلی خود را بر آماده شدن برای یک حمله تمامعیار احتمالی آمریکا به خود ایران گذاشتهاند؛ نه صرف حمله به گروههای نیابتی.
آیا ترامپ قصد دارد مستقیماً به ایران حمله کند؟
نشانههای فزایندهای حاکی از احتمال یک رویارویی نظامی مستقیم میان آمریکا و ایران است. ترامپ، که به موضعگیریهای تند خود بازگشته، هشدار تکاندهندهای به ایران داده است: یا با توافق هستهای جدید موافقت کنید، یا با «بمبارانی روبهرو شوید که تاکنون مشابهش را ندیدهاید».
برای اثبات جدیت خود، آمریکا تاکنون شش فروند بمبافکن پنهانکار B-2 اسپیریت را به جزیره دیهگو گارسیا — جزیرهای دورافتاده تحت کنترل بریتانیا در اقیانوس هند — اعزام کرده است. این بمبافکنهای دوربرد قادرند بیش از ۲۵ تن مواد منفجره را حمل کنند و برد آنها بهراحتی تمام خاک ایران را پوشش میدهد.
تصاویر ماهوارهای و منابع اطلاعاتی نشان میدهند که ایران بهطور فعال در حال آمادهسازی برای بدترین سناریو است و سامانههای موشکی را در پناهگاههای زیرزمینی در سراسر کشور مستقر کرده است. به گفته منابع داخلی در ایران، آیتالله خامنهای در حال برگزاری جلسات اضطراری راهبردی است و تمرکز کامل خود را بر نحوه مقابله با ترامپ گذاشته است — نه بر حمایت از متحدانی مانند حوثیها.
آینده حوثیها پس از عقبنشینی ایران
اکنون که ایران عقبنشینی کرده است، شورشیان حوثی ممکن است بهتنهایی با آتش آمریکا و متحدانش مواجه شوند. با عقب کشیدن ایران، کارشناسان نظامی بر این باورند که دوران حوثیها ممکن است به پایان خود نزدیک شده باشد. یک مقام ارشد نظامی ایران بهطور غیررسمی به روزنامه »تلگراف» گفته است: «حوثیها قادر به بقا نخواهند بود و در حال گذراندن آخرین ماهها یا حتی روزهای خود هستند.»
حوثیها که بهطور رسمی با نام انصارالله شناخته میشوند، حملات پهپادی و موشکی به کشتیهای تجاری در دریای سرخ را آغاز کردهاند که مسیرهای تجاری جهانی را با اختلال جدی مواجه کرده است. شعار آنها — «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، نفرین بر یهود، و پیروزی برای اسلام» — بازتابدهنده ایدئولوژی تندرو آنهاست، اما حتی این شعار هم نمیتواند از آنها محافظت کند اگر حامی اصلیشان عقبنشینی کند.
حملات هوایی آمریکا و بریتانیا با شدت فزایندهای مواضع آنها را هدف قرار داده است. در همین حال، اسرائیل نیز حملات دقیقی انجام داده است، از جمله حمله به مخازن ذخیرهسازی نفت در بندر الحدیده.
چه کسانی واقعاً پشت حملات حوثیها هستند؟
اگرچه اکنون ایران ادعا میکند که عقبنشینی کرده، اما ردپای آن کشور در عملیات حوثیها به وضوح دیده میشود. اطلاعات جمعآوریشده از سوی مقامهای آمریکایی و اسرائیلی نشان میدهد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی قدس بهعنوان نهاد اصلی هماهنگکننده این حملات عمل میکنند.
در این میان، یک نام برجسته است: سردار سرتیپ پاسدار عبدالرضا شهلایی که با نام مستعار “حاج یوسف” شناخته میشود. او در منطقه قصر فیروزه تهران مستقر است و متهم به هدایت عملیات نظامی، سیاسی و اقتصادی در یمن است. وی تا جایی مورد توجه آمریکا قرار گرفته که جایزهای ۱۵ میلیون دلاری برای دستگیری یا اطلاعات منجر به دستگیری او تعیین شده است.
از دیگر چهرههای کلیدی مرتبط با عملیات حوثیها میتوان به فرمانده نیروی قدس، سردار اسماعیل قاآنی و معاونش محمدرضا فلاحزاده اشاره کرد. این چهرهها نظارت بر همهچیز از تدارکات گرفته تا استقرار موشکها را بر عهده داشتهاند.
جرقهای برای یک جنگ منطقهای گستردهتر؟
این همان پرسشی است که همه میپرسند. آمریکا و اسرائیل معتقدند ایران بهطور خطرناکی به دستیابی به سلاح هستهای نزدیک شده است. دیپلماتهای اسرائیلی بهطور علنی اعلام کردهاند که یک حمله هماهنگ به تهران «مدتهاست که به تأخیر افتاده است». با اعزام بمبافکنهای آمریکایی، استقرار موشکها از سوی ایران، و حملات روزانه حوثیها به کشتیها در دریای سرخ، منطقه در آستانه انفجار قرار گرفته است.
ترامپ بهروشنی اعلام کرده: «یا توافق هستهای، یا بمباران.» آیتالله خامنهای نیز با لحنی چالشبرانگیز پاسخ داده و هشدار داده است که هرگونه حملهای با یک «ضربه متقابل شدید» مواجه خواهد شد.
اما با توجه به اینکه ایران در حال کاهش تعهدات خود در برابر گروههای نیابتی است و بر دفاع داخلی تمرکز کرده و از سوی دیگر ترامپ تهدیدات نظامی خود را افزایش داده، پس میتوان گفت همه چیز به سوی یک رویارویی خطرناک پیش میرود.
آیا این آغاز یک طوفان بزرگتر است؟
با اینهمه عوامل در حال تغییر — از بنبستهای دیپلماتیک گرفته تا اتحادهای در حال دگرگونی و تهدیدات آشکار — اوضاع در خاورمیانه روزبهروز بیثباتتر میشود. تصمیم ایران برای عقبنشینی از حمایت از حوثیها ممکن است نشانهای از استیصال یا یک تغییر راهبردی باشد — اما در هر صورت، پیامدهای آن گسترده خواهد بود.
چه این اقدام یک نمایش قدرت باشد و چه آمادهسازی برای جنگ، جهان بهدقت نظارهگر است. و با بازگشت ترامپ به عرصه و آمادهباش کامل ایران، هفتههای آینده ممکن است آینده کل منطقه را رقم بزند.
منبع: The Economic Times